Sunday, November 20, 2011

از خود شروع کنیم - حتما بخوانید

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا
وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی
خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف
مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : "
دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه
مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک
خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم
که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن
بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر
نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش
تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس
شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی
مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به
صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه
وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان
وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده
دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این
جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000
میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر

: نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این
یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست
رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک
باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش
!

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار
کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده
عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای
ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی
داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو
شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم !
وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه
بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی
مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...


مسافر
که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ...
البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که
بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو
خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما
گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون
مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته
باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من

اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با
راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000
تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم
و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک
اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم
و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...

Friday, November 4, 2011

جنگ نزدیک است به 9 دلیل

اصلا احساس خوبی ندارم. احساس می کنم یک جنگ قریب الوقوع دامن ایران را گرفته... دلایلم اینهاست:


دلیل 1- سناریو تحریم - حمله یک سناریو قدیمی و امتحان شده است. آمریکا قبلا هم از آن استفاده کرده و جواب گرفته. آمریکا ابتدا عراق را برای مدت 10 سال تحت تحریم قرار داد تا به اندازه کافی ضعیف شد و پس از آن با حمله نظامی کار را یکسره کرد. آنهم با مدارکی که بعدا بطور کلی جعلی از آب در آمد

دلیل 2- به هر دلیل (شرح آن در این بحث نمی گنجد) آمریکا خواهان برتری همه جانبه اسراییل بر خاور میانه است. منتها اسراییل کشوری بسیار کوچک با حدود 7.5 میلیون نفر جمعیت و وسعتی بسیار اندک است. ایران حتی بدون داشتن سلاح اتمی هم بر اسراییل برتری های فراوان دارد وحال اینکه این موضوع به هیچ عنوان برای امریکا و اسراییل قابل پذیرش نیست

دلیل 3- آمریکا با علم کردن موضوع ترور سفیر سعودی (کاری به درست یا دروغ بودن اصل موضوع ندارم) فشار خود را به شدت بالا برده و برای توجیه حمله خود آماده می شود.

دلیل 4- در اخبار آمده بود که اسراییل سیستم موشکی جدیدی بنام پیکان را آزمایش کرده و همینطور یک موشک بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هسته ای را اختصاصا برای حمله به ایران آماده سازی می کند. و باز در خبر ها بود که هواپیما های اسراییلی شروع به پرواز های تمرینی از اسراییل به یک پایگاه ناتو در جنوب ایتالیا کردند که از نظر فاصله شبیه فاصله با ایران است.

دلیل5- باز در خبر ها آمده بود که بریتانیا و آمریکا سرگرم تهیه کردن یک طرح مشترک حمله به ایران هستند

دلیل 6- در خبر های درز کرده بود که نخست وزیر و وزیر دفاع اسراییل سرگرم گرفتن موافقت اعضای کابینه برای حمله به ایران هستند و وزیر دفاع در گفتگو با رسانه ها بدون تکذیب خبر گفت حمله به ایران نزدیک است


دلیل 7- شبکه صدای آمریکا با بکار گماردن یک دیپلمات بدون هیچ سابقه رسانه ای بعنوان رییس بخش فارسی و برکنار کردن تمام کسانی که با جمهوری اسلامی به واقع مشکل داشته ولی در عین حال به ایران عشق می ورزند (مثل احمد باطبی، کورش صحتی، جمشید چالنگی، رودی بختیار، ) و بکار گماردن مهره های مسئله دار سعی در آماده سازی ذهنی ایرانیان برای این حمله دارد. آمریکا قصد دارد با سوئ استفاده از قساوت رژیم ایران در سرکوب معترضین و همینطور موضوع هسته ای زمینه را برای حمله آماده سازد. حتی از حضور افرادی مثل سازگارا نیز به نوعی ممانعت شده است


دلیل 8 - آژانس اتمی هم قرار است این هفته به کمک این موضوع آمده و مدارکی دال بر حرکت ایران به سمت سلاح را منتشر کند

دلیل 9- بطور بسیار ناگهانی ایرلند تصمیم به تعطیلی سفارتش در ایران گرفت که بسیار مشکوک بنظر می رسد



با تمام این دلایل، احتمال بروز جنگ بسیار زیاد به نظر می رسد

Monday, October 24, 2011

وقت دست روی دست گذاشتن نیست - اولین دوشنبه اعتراض: دوشنبه ندای ایران

هموطنان، اکنون وقت دست روی دست گذاشتن نیست. وقت همدلی و همراهیست. پیرو درخواست مصطفی تاج زاده در ارتباط با شروع مجدد اعتراضات با نامگذاری دوشنبه اول هر ماه، به عنوان اولین پیشنهاد، اولین دوشنبه به نام دوشنبه ندا یا دوشنبه ندای ایران (ندا آقا سلطان) نام گذاری گردد و همه سعی کنیم با هر وسیله ممکن به مردم اطلاع رسانی کنیم. لطفا راه هایی غیر از اینترنت را هم مد نظر قرار دهید. مثل اطلاع رسانی کلامی در کوچه و خیابان و به اقوام و آشنایان، اعلامیه، پوستر، ............ا
زنده باد ایران آزاد

Sunday, October 23, 2011

پیشنهاد نامگذاری اولین دوشنبه اعتراضی: دوشنبه ندای ایران

پیرو درخواست مصطفی تاج زاده در ارتباط با شروع مجدد اعتراضات با نامگذاری دوشنبه اول هر ماه، به عنوان اولین پیشنهاد، اولین دوشنبه به نام دوشنبه ندا یا دوشنبه ندای ایران (ندا آقا سلطان) نام گذاری گردد و همه سعی کنیم با هر وسیله ممکن به مردم اطلاع رسانی کنیم. لطفا راه هایی غیر از اینترنت را هم مد نظر قرار دهید. مثل اطلاع رسانی کلامی در کوچه و خیابان و به اقوام و آشنایان، اعلامیه، پوستر، ............ا
زنده باد ایران آزاد

Saturday, October 22, 2011

دوشنبه های اعتراض را جدی بگیریم

سید مصطفی تاجزاده درتازه ترین مصاحبه خود پیشنهاد کرده است تا هم وطنان عزیز برای نشان دادن اعتراض خود  به اقدام غیرقانونی حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد و نیز محکومیت احکام غیرقانونی و غیرعادلانه و در کنار فعالیت های دیگر، ضمن نامگذاری اولین دوشنبه هر ماه به اسم یک شهید جنبش سبز، آن روز را روزه بگیرند و یا دست به اعتصاب غذا بزنند و گزارش آن را نیز در شبکه های اینترنتی منعکس کنند.

این زندانی سیاسی پیشنهاد خود را اینگونه مطرح میکند:

هم وطنان عزیز برای نشان دادن اعتراض خود به اقدام غیرقانونی حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد و نیز محکومیت احکام غیرقانونی و غیرعادلانه علیه فعالان سیاسی، انتخاباتی، مطبوعاتی، فرهنگی و هنری و اعلام هم بستگی با همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در کنار فعالیت های دیگر، اولین دوشنبه هر ماه را روزه بگیرند و یا دست به اعتصاب غذا بزنند. هنگام غروب نیز در هر محل و مرکز در دسترس، از خوابگاه ها و کوی دانشگاه تا مسجد و تکیه و رستوران و حتی در دفاتر و منازل دور هم جمع شوند و به تبادل اخبار و گفت و گو درباره اوضاع ایران و منطقه و جهان بپردازند. گزارش آن را نیز البته با رعایت جنبه های احتیاطی و امنیتی در شبکه های اینترنتی منعکس کنند تا این حرکت به تدریج عمومی شود و هر ماه تعداد بیشتری در آن مشارکت کنند.این فعال سیاسی که در اعتراض به نقض حقوق خود از بیستم آبان ماه سال گذشته روزه دار است، با اعلام این که اقدام پیشنهادی نافی هیچ حرکت و تلاش فردی و گروهی دیگری برای اعتراض به اقدام های غیرقانونی حزب پادگانی نیست، گفت: چه به جاست که هر دوشنبه اول هرماه به اسم یک شهید جنبش سبز نام گذاری شود. برای مثال دوشنبه هفتم آذرماه را که می تواند آغاز این حرکت اعتراضی، روزه یا اعتصاب غذای یک روزه، باشد، به نام «نداآقاسلطان» بخوانیم و در دوشنبه پنجم دی ماه خاطره «سهراب اعرابی» را گرامی بداریم و این روند را به نام شهید “سید علی موسوی” و سایر شهدا ادامه دهیم.تاج زاده هم چنین گفته است: اقتدارگراها از هیچ مسأله ای به اندازه اجتماعات مدنی و مسالمت آمیز منتقدان هراس ندارند. بنابرین باید فرصت را برای دور هم نشستن و بحث کردن و انتشار اخبار این نشست ها، مغتنم بشماریم و دیوار هراس را فروبریزیم. اگر جوانان ایران زمین، اعم از دختر و پسر و همه شهروندان آگاه اراده کنند و جمع های کوچک و بزرگ، بسته به شرایط و امکانات تشکیل دهند و عملا در محکومیت رفتارهای غیرقانونی اقتدارگراها بکوشند، اطمینان دارم که جناح حاکم زودتر از آن چه تصور می رود، عقب خواهد نشست و امکان بهره مندی همه ایرانیان از حقوق خویش و نیز تحقق آرمان های آنان را فراهم خواهد کرد
.

Tuesday, October 18, 2011

به پاس تمام محیط بانان مظلوم این خاک زخمی

و چه غریبانه او را بدست دژخیمان می سپارند... اسد تقی زاده را.... محیط بان مظلوم این خاک زخمی ..... اویی که به حکم وظیفه سازمانی برای حفاظت از خانه من و تو، طبیعت زخم خورده این سرزمین، رفته بود... وقتی شکارچی غیر مجاز که به دزدی طبیعت آمده بود بقصد کشتن او برویش آتش می گشاید، اسد تقی زاده بناچار از خود دفاع می کند.... او شکارچی غیر مجاز را در حین انجام وظیفه سازمانی، با اسلحه سازمانی و در دفاع از جان خود به قتل می رساند.... در هر کجای دنیا که عقل سلیمی حاکم است او را مستحق مدال شجاعت می دانند... به وی جایزه ها می دهند و تا ماه ها رسانه های گروهی در باب شجاعت وی در انجام وظیفه سخن سرایی می کنند... اما اینجا...........ا

اینجا اما خانواده اسد تقی زاده باید به اقوام دزد التماس کنند... آنها باید التماس کنند وخوار شوند.... آنها باید گریه کنند و التماس کنند برای نجات جان فرزندشان... هم او که شجاعانه انجام وظیفه کرده.... و جواب منفی بشنوند.... و تو گویی که شجاعت سالهاست که دیگر قیمت ندارد....انجام صحیح وظیفه سالهاست که بی ارزش شده... اما دزدی متاع گران امروز شده.... ریا و تزویر... و نیرنگ .... و هم این اوست که بجرم پاسداری از طبیعت ایران زمین اعدام می شود..... و سرانجام این ماییم که هنوز خفته ایم...... خواب گران.... هیچ امید بیدار شدنمان هست؟ آیا هست؟

 

Sunday, October 16, 2011

خیابان فردوسی را اشغال کنید

کانون همبستگی ایرانیان نوشته: روز یکشنبه ۲۴ مهر برخی کاربران شبکه های اجتماعی برای همراهی با جنبش وال استریت و دیگر جنبش هایی که در اعتراض به نابسامانی های اقتصادی پدید آمده است پیشنهادی را مبنی بر حضور و تجمع اعتراضی در مقابل بانک مرکزی مطرح نمودند ، در این پیشنهاد آمده است :« پیشنهاد می شود در اعتراض به فروپاشی اقتصاد ملی و فسادهای کلان بانکی حرکتی ایجاد شود به اسم “خیابان فردوسی” را اشغال کنیم تا نارضایتی مردم کشور ما نیز از این فسادها و نابسامانی های اقتصادی مشخص گردد آنهم  در شرایطی که رسانه های وابسته به حکومت این روزها به شدت از “اشغال وال استریت”  هیجان زده و خوشحال هستند! ساختمان رییس بانک مرکزی در خیابان میرداماد است ولی هنوز بخش های زیادی از آن در خیابان فردوسی و در مجاورت بانک ملی است و امکان تجمع آزاد در آن محل به مراتب راحت تر می باشد البته به جای خیابان فردوسی می شود محل های دیگری را نیز پیش بینی و در آنجا تجمع کرد ! » این پیشنهاد با استقبال کاربران شبکه اجتماعی ایرانی در فیس بوک و بالاترین مواجه شده است .خبرهای بعدی متعاقبا ارسال خواهد شد